تبليغاتX
پرویزاسلامپور
سه شنبه سیزدهم فروردین 1387
همچنان که می افتد


قدم میزنم


بر خطی شفاف مثل شیشه


که آنچه را به خواب می ماند


و آنچه را نمی ماند


 جدا


       می کند



 

همچنان که می افتند دیوها


روی پاشنه هاشان



 

کودک نوپا روی راه های دیگر

 

پس آب که می نوشد آهو


 

می نشیند بی صدا


پرنده که بر شاخه


 

رود می آمد و می رود فقط


 


از این سوی پل

به آن سوی پل



 

گوش بگذار بگو


چه می دیدی جز


قدم های هیولاش


+ پرویزاسلامپور